حمل و نقل بین المللی چیست؟
30 مهر 1398

حمل و نقل بین المللی چیست؟

برای عبارت و سرچ موضوع مهم " حمل و نقل بین المللی " غالباً به این صفحه میآیند با این نگاه كه عموماً منظور از این اصطلاح را تا حدودی بدانند، اما برای بسیاری از مشتریان، کاملا واضح و روشن نیست.

در اینجا وارد دنیای کشف این موضوع حمل و نقل بین المللی چیست و اینکه فروشندگان چگونه می‌توانند از آن برای بهبود تجارت خود استفاده کنند می‌شوید.

حمل و نقل بین المللی به چه معناست؟

 حمل و نقل بین المللی اصطلاحی است که برای توصیف ارسال یک بسته، نامه و کالاهای سبک و سنگین و یا تحویل گروهی از بسته ها است که به اقصی نقاط دنیا تحویل داده می‌شوند.

بسیاری از فروشندگان آنلاین از حمل و نقل بین المللی حرفه ای به عنوان ابزاری برای جذب مشتری استفاده می‌کنند که از مرز کشوری که در آن کالا می‌فروشند فراتر روند.

به دلیل تعداد منابع درگیر د راین حین برای ارسال و دریافت بسته از یک کشور به کشور دیگر، حمل و نقل بین المللی به طور معمول کمی گران تر از شرکت های تحویل داخلی است.

حمل و نقل بین المللی سریع چیست؟ 

حمل و نقل بین المللی بسیار سریع است که با سرعت بیشتری نسبت به یک سرویس اقتصادی کالای شما را به آدرس انتخاب شده می‌رساند.

در حالی که یک سرویس اقتصادی ممکن است 5 تا 10 روز طول بکشد تا از یک کشور به کشور دیگر تحویل داده شود  و حمل و نقل بین المللی سریع به طور متوسط فقط 1 تا 3 روز طول می‌کشد.

ارائه خدمت حمل و نقل بین المللی سریع به عنوان گزینه ای برای تجار و بازرگانان است و یک مزیت واقعی برای بسیاری از مشاغل به حساب می‌آید. اگر محصول شما برای یک مناسبت خاص مورد نیاز است و باید در اسرع وقت برسد، مشتریان برای تحویل سریعتر حمل و نقل بین المللی مبلغی اضافی را پرداخت می‌کنند تا زودتر کالا دریافت شود.

تفاوت بین حمل و نقل بین المللی و حمل و نقل داخلی چیست؟

اگر شرکت شما به فکر حمل و نقل بین المللی است، احتمالاً قبلاً در داخل کشور نیز تجربه حمل و نقل داخلی را داشته است. این بدین معناست که؛ تقریباً در هر کشور، حمل و نقل بین المللی به محل هایی که مورد نظر شما می‌باشد بسیار ساده تر است. قوانین در هر کشور متفاوت است و بر اساس مقررات ارسال انجام می‌پذیرد و گاهی زمانی ممکن است تأخیرهایی صورت پذیرد.

حمل و نقل داخلی چیست؟

حمل و نقل داخلی برای زمانی است که کالاها یا اسناد از نقطه A به B در یک کشور ارسال می‌شوند. اغلب، این خدمات می‌توانند بسیار سریع باشند و گاهی اوقات تحویل همان روز از طرف برخی از شرکت ها در دسترس است. گزینه های تحویل دو روزه و سه روزه رایج است.

این را با حمل و نقل بین المللی مقایسه کنید، خدمتی که زمان تحویل دو روزه و سه روزه استثنایی و اغلب پرهزینه تر را در بر دارد. علاوه بر این ، در حالی که تاخیر در حمل و نقل داخلی غیر معمول است، حمل و نقل بین المللی می‌تواند در مرزهای کشور صادر کننده یا وارد کننده برای بازرسی گمرک معطل شود.

هنگام حمل و نقل داخلی، بیشتر بسته ها به سادگی به مقصد خود حمل می‌شوند، تحویل گرفته شده و همه چیز به صورت عادی ادامه می‌یابد. ادارات گمرک وظیفه جمع آوری مالیات بر واردات و صادرات را دارند (همچنین این مالیات ها را "عوارض" یا حتی "مالیات و عوارض" می‌نامند).

هر کالایی که صادر می‌شود باید از طریق دو بخش گمرکی - یکی برای کشور صادر کننده و دیگری برای کشور وارد کننده مورد بررسی قرار گیرد. این بدان معنی است که شما باید هم قوانین صادرات کشور خود و هم مقررات واردات کشور دریافت کننده را رعایت کنید.

واژه نامه شرایط حمل و نقل بین المللی

اصطلاحات حمل و نقل بین المللی بسیار ساده به نظر می‌رسد، درست است؟ شما به سادگی محصول را بسته بندی می‌کنید و برای مشتری خود ارسال می‌کنید. اما آیا می‌دانید انواع مختلفی از حمل و نقل بین المللی وجود دارد؟

بسته به اندازه کالای شما، بسته بندی، بار کمتر یا همان خرده بار (LCL) یا حمل بار کامل (FTL) در نظر گرفته می‌شود. حمل و نقل بین المللی شما ممکن است برای کالا های خاص و بسیار کوچک باشد، و یا حتی برعکس، اگر یک محموله بزرگ دارید، ممکن است برای حمل و نقل بین المللی کانتینرهای بزرگ متکی به یک شرکت حمل کننده دارای مجوز باشید. بسته به نحوه حمل و نقل، ملاحظات منحصر به فردی نیز وجود دارد - این که آیا شما از طریق حمل و نقل بین المللی هوایی، دریایی، جاده ای و یا ریلی ارسال می‌شود.

طیف گسترده ای از اصطلاحات مربوط به روند انتقال کالا از طریق زنجیره تأمین می‌تواند بسیار زیاد به نظر برسد. اما درک انواع مختلف حمل و نقل بین المللی و اصطلاحات مرتبط برای اطمینان از حمل و نقل به موقع کالاهای شما، در انطباق و در شکل مناسب بسیار مهم است.

به همین دلیل ما این واژه نامه از اصطلاحات حمل و نقل بین المللی را برای شما در اینجا آماده کرده ایم:

:Aggregate shipmentکالاهای مختلف از فروشندگان مختلف به یک گیرنده منفرد که توسط شرکت حمل کننده.

Alongside:: اشاره به سمت کشتی است. کالاهای تحویل داده شده در حوضه باربری در دسترس کشتی قرار می‌گیرد تا بتوان آن را به راحتی در کشتی بارگیری کرد. به عنوان مثال، در اصطلاح تجاری Incoterms 2010، این بارگیری در کنار کشتی استفاده می‌شود.

Apparent good order : زمانی که حمل و نقل بین المللی پس از ارزیابی هیچ خسارتی نداشته باشد گفته می‌شود.

:Arrival notic اخطار ارائه شده توسط شرکت حمل و نقل بین المللی هنگام ارسال محموله به گیرنده.

Astern: می تواند به معنای 1) پشت کشتی باشد ، یا 2) حرکت کشتی در جهت معکوس.

:ATDNSHINC مخفف "هر ساعت ، روز یا شب ، شامل تعطیلات " مربوط به زمان حرکت کشتی است.

:Athwartshipsیک جهت در عرض کشتی.

:Automatic identification systemسیستم شناسایی خودکار (AIS): سیستم ماهواره ای است که توسط کشتی ها و سرویس ردیابی کشتی (VTS) برای شناسایی و مکان یابی کشتی ها استفاده می‌شود.

:Balloon freight باربری با وزن کم اما حجم بالا (سبک اما حجیم.)

Beam :عرض کشتی.

Beneficiary: شخصی که پرداخت می‌کند.

Bilateral: توافق دو جانبه است که در آن هر دو طرف توافق می‌کنند اسناد و مدارکی را برای دیگری تهیه کنند.

Bill of ladingصورتحساب بارگیری: بارنامه مدرکي است براي حمل يک واحد و يا يک پارتي کالا که بعنوان گيرنده در مقصد از طرف موسسه حمل و نقل در مبدا بارگيري کالا ، صادر مي‌شود . غالباً به صورت BOL ، BoL ، B / L یا BL مخفف می‌شود. اگر مشکلی در مورد محموله مندرج در BOL وجود نداشته باشد، گفته می‌شود که آن بارنامه تمیز(بدون ایراد) است.

Bill of sale صورتحساب فروش: سندی که تایید کننده انتقال کالا در ازای پول است.

Bill-to party صورتحساب طرفی که در یک معامله کالا یا خدمات را پرداخت می‌کند.

Blocking or bracing مسدود کردن یا مهاربندی: تکیه گاه های چوبی یا فلزی که برای کالاها هنگام حمل و نقل استفاده می‌شود. همچنین dunnage نامیده می‌شود.

Block stowage بارگیری کالا در نزدیکی یکدیگر برای به حداقل رساندن حرکت کالا در هنگام حرکت.

Bolster: قطعه ای از تجهیزات متصل به شاسی به منظور ایمن بودن کانتینر

Bond port: بندر اولیه ورودی که یک کشتی در حال حمل کالا ابتدا به یک کشور می‌رسد.

Booking: ترتیبات انجام شده با یک حامل برای حمل بار؛ رزرو فضا

Bow: جلوی کشتی.

Broken stowage: فضای خالی در کانتینری  که با کالا پر نشده باشد.

Bulk cargo: محموله هایی که برخلاف حمل در کانتینرها حمل می‌شوند. زغال سنگ نمونه ای از کالاهایی هست که معمولاً به عنوان محموله فله حمل می‌شود.

Bull ring: حلقه ای است که به کف کانتینر متصل شده است.

Cabotage: حمل و نقل بین المللی کالا بین دو مکان در یک کشور توسط یک شرکت حمل و نقل بین المللی از کشوری دیگر.

Cargo: هر کالایی که بدون توجه به نحوه حمل و نقل بین المللی حمل می‌شود

Cargo manifest: سندی که کالای حمل شده در یک کشتی را مشخص می‌کند و اغلب در اختیار گمرک قرار می‌گیرد.

Carnet: سندی که به دارنده اجازه می‌دهد تا بطور موقت کالا را به کشورهای خارجی برای اهداف نمایشگاهی بفرستد بدون آنکه وظایف خود را پرداخت کند.

Cash on delivery (COD): فروش کالاهایی که در زمان تحویل کالا پرداخت انجام می‌شود و نه از قبل.

Carrier: یک شرکت حمل و نقل بین المللی است که کالا را برای شخص یا شرکت دیگری حمل می‌کند و مسئولیت هرگونه ضرر و زیان احتمالی کالا هنگام حمل و نقل بین المللی را بر عهده دارد.

CCC Mark: یک برچسب که نشان می‌دهد محموله با استانداردهای تعیین شده توسط دولت چین مطابقت دارد.

CE Mark: یک برچسب که نشان می‌دهد محموله با استانداردهای تعیین شده توسط اتحادیه اروپا مطابقت دارد.

Certificate of inspectionگواهی بازرسی

Certificate of origin: گواهی مبداء سندی است که اتاق بازرگانی هر کشور برای کالاهای صادراتی تنظیم و برای هر مورد صادرات، صادر می‌شود.

CFR: ارزش و کرایه حمل تا مقصد برای حمل و نقل بین المللی دریایی است.کالا وقتی از روی کشتی بارگیری می‌شود، مسئولیت فروشنده خاتمه میابد .هزینه بیمه با خریدار است .هزینه حمل با فروشنده‌است .عقد قرارداد بیمه با خریدار است .و عقد قرارداد حمل با فروشنده

Chock: مصالحی (غالباً چوب) که در کنار کالا قرار می‌گیرد تا از حرکت بیش از حد کالا در هنگام حرکت جلوگیری کند تا از خسارت جلوگیری شود.

CL: مخفف کانتینر

Claim: مطالبه ای است که مشتری از یک شرکت حمل و نقل بین المللی برای پرداخت به منظور جبران خسارت یا خسارت کالا است.

cm: CM (حروف بزرگ) مخفف "متر مکعب" است، در حالی که cm (حروف بزرگ) "سانتی متر" است.

Commercial invoice: یک سند اساسی برای یک معامله بین المللی با جزئیات شامل کالاهایی که حمل می‌شود، چه کسی حمل کننده است و چه کسی گیرنده نهایی است. به عنوان پایه ای برای سایر اسناد مربوط به حمل و نقل بین المللی استفاده می‌‍شود.

Commodity: هر کالای تجاری که حمل می‌شود.

Concealed loss/concealed damage: کمبود یا خسارت به کالای حمل شده که بلافاصله پس از تحویل مشهود نیست.

Connecting carrier: حاملی که به عنوان واسطه بین دو یا چند حامل دیگر عمل می‌کند.

Consignee شخص که کالا به او تحویل داده می‌شود. گیرنده نهایی کالا است.

Consignment: حمل کالا به شخص گیرنده.

Consignor: به صادرکننده یا حمل کننده که کالا از آن گرفته می‌شود.

Consolidation: هنگامی که کالا از چند باربری در یک کانتینر ترکیب می‌شود.

Consul: یک مقام دولتی که در یک کشور خارجی ساکن می‌شود و نماینده منافع کشور خود را در نظر دارد.

Consumption entry: هنگامی که کالاها بدون هیچ زمان وارد ایالات متحده می شوند یا از محدودیت استفاده می کنند. وب سایت رسمی گمرک و حفاظت از مرز ایالات متحده (CBP) اعلام کرده است که حدود 95٪ از کل واردات در این دسته قرار می گیرد.

Container: یک کانتینر بارگیری بر روی یک کشتی برای حمل کالا. انواع مختلفی ازکانتینر برای حمل و نقل های متفاوت وجود دارد. به عنوان مثال ، یک کانتینر ممکن است تهویه، یخچال، عایق و یا مجهز به وسایل ویژه ای باشد که برای تأمین انواع خاصی از کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Container load: یک کالای وزنی یا حجمی برای پر کردن یک کانتینر.

Container manifest: سندی که محتویات یک کانتینر، مبدا و مقصد را بیان می‌کند.

Contraband: محموله های ممنوع مانند مواد مخدر یا سلاح های غیر مجاز.

Contract: توافق نامه قانونی لازم بین دو یا چند شخص.

Cu.: اختصار "مکعب" که هنگام اندازه گیری حجم استفاده می‌شود.

Cube out: یک کانتینر که به ظرفیت حجمی خود رسیده است.

Customhouse: یک دفتر دولتی است که در آن هزینه های مشخص شده پرداخت می‌شود و مدارک وارداتی و صادراتی ثبت می‌شود.

Customs: مرجع گمرکی یا به طور خلاصه گمرک، به نمایندگی در دولت متعهد است که وظیفه جمع آوری عوارض و اجرای مقررات واردات و صادرات را بر عهده دارد.

Customs bonded warehouse: انبار مجاز به دریافت کالاهای بدون عوارض گمرکی می‌باشد.

Customs broker: فردی یا سازمانی است که به یک کشتی که دچار مشکل شده کمک می‌کند و مشکلات آن را حل می‌کند.

Customs entry: سندی که توسط یک وارد کننده برای اعلام کالاهای خارجی ورودی است و پس از آن واردکننده معمولاً هرگونه واردات را پرداخت می‌کند.

Customs invoice: سندی که از طرف اداره گمرک یک کشور لازم است و به همان صورت یک فاکتور تجاری استاندارد است اما شامل اطلاعات اضافی مانند گواهی مبدا نیز می‌باشد.

Customs of the port (COP): عبارتی که به قوانین و رویه های محلی اشاره دارد و ممکن است در حمل و نقل تأثیر بگذارد.

Cut-off time: بار ممکن است برای بارگیری به یک ترمینال تحویل داده شود.

Dangerous goods: اگر محصول خورنده، قابل اشتعال، مسموم، سمی، مواد منفجره و غیره باشد ممکن است یک کالای خطرناک به حساب بیاید، حمل و نقل بین المللی کالاهای خطرناک برای اطمینان از ایمنی ممکن است مستندات یا بسته بندی خاصی داشته باشند.

Dangerous goods declaration: فرم اعلامیه کالاهای خطرناک و سندی است که توسط یک صادرکننده تهیه شده و جزئیات کالاهای خطرناک موجود در محموله آنها را ارائه می‌دهد. هنگام ارسال کالاهای خطرناک از طریق حمل و نقل بین المللی هوایی، فرم اعلامیه کالاهای خطرناک IATA ضروری است و هنگام ارسال کالاهای خطرناک از طریق حمل و نقل بین المللی دریایی، فرم اعلامیه IMO Goods مورد نیاز است.

D&H: مخفف محموله "خطرناک ".

DBA: مخفف عبارت "انجام تجارت "، برای مشخص كردن اینكه یك شركت مشغول تجارت با یك نام خاص ثبت شده است.

Deconsolidation point: محل استقرار محموله که جدا شده است.

Deemed export: انتقال فن آوری کنترل شده، کد منبع یا اطلاعات کنترل شده به یک اتباع خارجی در خانه یا خارج از کشور. مقررات صادرات در مورد صادرات در نظر گرفته شده نیز اعمال می‌شود.

Delivery receipt: سندی که توسط گیرنده یا نماینده مجاز آنها تأیید شده در مورد دریافت کالا و بیان وضعیت کالا در هنگام تحویل، امضا و تاریخ زده شده است.

Demurrage/detention: دموراژ مبلغی است که توسط یک فرستنده یا گیرنده به شرکت حمل کننده به عنوان مجازات تأخیر در حمل بار که بیش از زمان مجاز گذشته باشد پرداخت می‌شود.

Destination control statement: بیانیه قانونی ارائه شده بر روی یک سند حمل و نقل بین المللی که مشخص می‌کند کالاها باید به گیرنده نهایی منتقل شوند و طرف دیگری نباشد.

Discrepancy: هنگامی که اسناد ارائه شده مطابق با الزامات اعتبار نامه نیستند. بانکها اسناد اعتباری را که مغایرت دارند را نمی‌پذیرند.

Diversion: تغییر ایجاد شده در مسیر حمل و نقل یا مسیر کل کشتی.

Dock: برای حمل و نقل بین المملی جاده ای، سکویی که کامیون ها از آن بارگیری و تخلیه انجام می‌دهند. برای حمل و نقل بین المللی دریایی، یک منطقه حمل بار در مجاورت خط ساحلی که یک کشتی در آن قرار دارد را می‌گویند.

Dock receipt: سندی که برای تأیید دریافت محموله استفاده می‌شود. چارچوب تهیه قوانین و مقررات بار دریایی را فراهم می‌کند.

Dumping: واردات کالا به یک کشور با قیمتی کمتر از ارزش بازار.

Dutiable value: مبلغی که در آن یک عدد گمرکی محاسبه می‌شود.

Duties: مالیات جمع آوری شده از واردات و صادرات کالا. همچنین تعرفه نامیده می‌شود.

EAR: آیین نامه مدیریت صادرات توسط وزارت بازرگانی ایالات متحده منتشر می‌شود و صادرات کالاهای دوگانه را تنظیم می‌کند، به معنای کالاهایی که هم از نظر تجاری و هم یک کاربرد بالقوه نظامی داشته باشند.

ECCN: اعداد طبقه بندی كنترل صادرات كدهایی از الفبایی هستند كه برای شناسایی موارد دوگانه استفاده می‌شوند، به معنای مواردی كه هم از نظر تجاری و هم از لحاظ كاربردی بالقوه نظامی دارند. دانستن ECCN مناسب برای محصول شما در تعیین نیاز به جواز صادرات نقش مهمی دارد.

EEI: اطلاعات مربوط به صادرات الکترونیکی داده هایی است که صادرکنندگان باید از طریق پورتال اینترنتی آنلاین خودکار (ACE) به سیستم صادرات خودکار (AES) گزارش دهند.

Electronic data interchange (EDI): انتقال الکترونیکی اسناد تجاری مانند فاکتورها، سفارشات خرید و قبض بار.

Eminent domain: قدرت یک دولت مستقل برای تصاحب املاک برای استفاده عمومی لازم.

Entry: اسناد لازم برای ترخیص محموله واردات از طریق گمرک.

Equipment interchange receipt (EIR): سندی که هنگام انتقال یک کانتینر از یک حامل به حامل دیگر یا از یک ترمینال به دیگری استفاده می‌شود.

ETA ، ETC ، ETD ، ETR ، ETS: زمان تقریبی رسیدن

Exclusive use: یک باربری برای به دست آوردن استفاده انحصاری از یک تریلر ممکن است مبلغی را پرداخت کند. این بدان معنی است که کانتینر حتی اگر فضای اضافی داشته باشد، فقط با کالای حمل کننده و نه از طرف های دیگر پر خواهد شد.

Export: حمل کالای خارج از کشور.

Export license: مجوز صادر شده از طرف دولت كه به یك حمل كننده اجازه صادرات كالای خاص یا صادرات به كشور خاص را می‌دهد.

FAK: مخفف "انواع بار". به طور معمول به یک کانتینر کامل که با محموله های مختلط پر شده است اشاره می‌شود.

False billing: ارائه اطلاعات غلط در اسناد حمل و نقل بین المللی.

Force majeure: یک بند مشترک در قراردادها وجود دارد که طرفین را از عدم انجام تعهدات خود به دلیل وقایع خارج از کنترل خود، مانند بلایای طبیعی یا جنگ معاف می‌کند.

Foreign trade zone: بندر ویژه ای که بدون آنکه مقررات واردات را داشته باشد می‌تواند کالا را ذخیره کند. همچنین به آن منطقه آزاد تجاری یا بندر آزاد گفته می‌شود.

Free time: مقدار زمانی که تجهیزات کرایه دهنده بدون هزینه های اضافی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

Freight: هر کالایی (بازدید کنندگان) در حال حمل و نقل بین المللی است.

Freight broker: شخصی که حمل و نقل را به نمایندگی از یک حمل کننده انجام می‌دهد. به طور معمول یک کارگزار باری حمل بارهای کوچک را به شرکتهایی که می‌توانند کالاهای خود را منتقل کنند متصل می‌کند.

Freight forwarder: شرکتی است که حمل و نقل کالا را به نمایندگی از یک حمل کننده می‌گیرد و کارهای حمل را انجام می‌دهد.

FTA: به منظور كاهش موانع تجارت بين كشورهاي می‌باشد.

Gross vehicle weight (GVW): وزن کل یک وسیله نقلیه شامل وزن خود وسیله نقلیه و هر نوع بسته بندی دیگر.

Harbour: مکانی است که در آن کشتی ها برای ارسال مجدد و یا بارگیری محموله متوقف می‌شوند.

Harbour master: یک مقام مسئول نظارت بر عملیات یک بندر است.

Hatch: دریچه ای روی عرشه کشتی که امکان دسترسی به محموله را فراهم می‌کند.

Hazardous materials (HazMat): ممکن است اصطلاح "کالاهای خطرناک" به صورت متناوب مورد استفاده قرار گیرد، مواد خطرناک (یا HazMat به طور خلاصه) کالاهایی هستند که ممکن است تهدیدی برای امنیت ایجاد کنند زیرا آنها سمی، خورنده، مواد منفجره ، قابل اشتعال و غیره هستند. حمل و نقل بین المللی مواد خطرناک برای اطمینان از ایمنی ممکن است دارای بسته بندی خاصی باشد.

HS: سیستم کد هماهنگ شده بین المللی است که برای طبقه بندی محصولات استفاده می‌شود. شش رقم اول یک کد HS در همه کشورها جهانی است، اما هر کشور رقم های دیگری را برای مشخص کردن محصولات اضافه می‌کند. کدهای HS در تعیین کنترل واردات و صادرات و همچنین نرخ عوارض نقش دارند.

IMDG: کد بین المللی کالاهای خطرناک دریایی؛ مقررات تعیین شده توسط سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) برای حمل و نقل بین المللی کالاهای خطرناک.

Import: حمل کالا به یک کشور

Import license: مجوز صادر شده توسط دولت به یک طرف که اجازه ورود کالای را به داخل کشور صادر می‌کند.

In bond: یک محموله وارداتی یا صادراتی که هنوز گمرک ترخیص نکرده است و به عنوان وثیقه نگه داشته شده است.

Incoterms از اصطلاحات تجارت جهانی است که توسط اتاق بازرگانی بین المللی (ICC) منتشر شده است. آنها شامل کد هایی هستند که برای ارتباط برقرار کردن قوانین و مقررات، هزینه ها و خطرات مرتبط با حمل و نقل بین المللی و حمل کالا در یک معامله بین المللی ساخته شده اند. آنها توضیح می‌دهند که چگونه مسئولیت بین فروشنده و خریدار برای قسمتهای مختلف معامله تخصیص یافته است.

Interchange point: مکانی است که حمل و نقل بین المللی از یک حامل به حمل کننده دیگر منتقل می‌شود.

Intermodal: حمل و نقل موقت عبارت است از جابجایی کالا از طریق بیش از یک نوع حمل و نقل بین المللی (به عنوان مثال هوایی، ریلی، دریایی، کامیون و غیره) یک کانتینر میانمودالی است که در حالت های مختلف حمل و نقل بدون نیاز به بارگیری کالا و موارد دیگر از آن استفاده می‌شود. آنها را در هر نقطه ای که حالت حمل و نقل بین المللی تغییر می کند بارگیری مجدد می‌کنند. در زمینه تجارت بین الملل، کانتینر intermodal معمولاً مترادف با کاننتینر است.

Inward foreign manifest (IFM): سندی که کلیه محموله های ورود به یک کشور را نشان می‌دهد. مورد نیاز همه بنادر جهان است.

Landed cost: کل هزینه کالا برای یک خریدار از جمله هزینه های حمل و نقل بین المللی و عوارض واردات.

Less-than-truckload, less-than-load (LTL): باربری متوسط ، معمولاً بین 150 پوند و 20،000 پوند. یک شرکت مخابراتی LTL حمل و نقل بین المللی بار را از چندین مشتری در یک کامیون بار انجام می‌دهد. همچنین ممکن است کمتر از کانتینر (LCL) باشد.

Letter of credit: سند است و اغلب به اختصار LC یا L / C ، نامه اعتباری تعهد کتبی توسط یک بانک است که پس از درخواست یک وارد کننده صادر شده مبنی بر اینکه پرداخت برای صادرکننده انجام می‌شود مشروط بر این که شرایط نامه اعتباری همانطور که با ارائه اسناد مشخص شده، رعایت شده است.

License exception: ممکن است معیارهای خاصی رعایت شود که به صادرکننده اجازه می‌دهد کالایی را بدون مجوز صادراتی صادر کند در مواردی که به طور معمول نیاز به مجوز صادراتی داشته باشد. این مجوزها پروانه نامیده می‌شوند.

Longshoreman: یک کارمند بندر که وظیفه بارگیری و تخلیه کشتی ها را بر عهده دارد.

Maritime: مربوط به حمل و نقل بین المللی دریایی است.

Marking: نامه ها، اعداد یا سایر نمادهای قرار داده شده در بسته بندی که برای شناسایی کالاها استفاده می‌شوند.

NCBFAA: انجمن ملی کارگزاران و فروشندگان گمرک آمریکا و سازمانی است که منافع کارگزاران گمرک و ترابری ها را در ایالات متحده نشان می‌دهد. آنها بهترین راهنمایی ها از جمله دستورالعمل های خاص در مورد نحوه ایجاد نامه دستورالعمل حمل و نقل بین المللی (SLI) را در هنگام مجوز منتشر می‌کنند.

Net weight: وزن کالاهایی که شامل وزن بسته بندی آنها نمی‌شود.

Non-dumping certificate: در بعضی کشورها برای اطمینان از محافظت در برابر دامپینگ برخی از محصولات مورد نیاز است.

NVOCC: یک شرکت حمل کننده ناوبری غیر کشتی که مانند یک شرکت حمل کننده عمل می‌کند به جز اینکه سرویس حمل و نقل بین المللی واقعی را ارائه نمی‌دهد. در عوض، یک NVOCC فضا را از ناوگان خریداری می‌کند و این فضا را به حمل کنندگان می‌فروشد.

On board: یک یادداشت در بارنامه که نشان می‌دهد محموله در کشتی بارگذاری شده است.

On deck: نماد بارنامه که نشان می‌دهد محموله بر روی عرشه باز کشتی قرار گرفته است.

Open account: معامله ای که در آن کالا بدون ضمانت پرداخت به خریدار خارجی ارسال می‌شود.

Operating ratio: معیار بهره وری عملیاتی براساس مقایسه بین هزینه های عملیاتی یک شرکت حمل و نقل بین المللی و فروش خالص آن.

Overage: وقتی تعداد واحدهای دریافتی بیشتر از مقدار اعلام شده در اسناد صادراتی باشد.

Packing list: یک سند استاندارد که همراه با کالای حمل شده است. محصولات موجود در یک کالا را به همراه اطلاعات بسته بندی لیست می‌کند اما قیمت ها را شامل نمی‌شود.

Pallet: سکویی است که برای قرار دادن کالا بر روی آن است جهت جابجایی. حمل آسان تر توسط کامیون آسانسور را تسهیل می‌کند.

Parcel/package/small parcel/small package: یک محموله کوچک ، معمولاً زیر 150 پوند.

Payee: طرف پرداخت شده در معامله؛ فروشنده.

Payer: طرفی که در معامله پول می پردازد؛ خریدار.

Payment terms: شرایطی که نحوه پرداخت پول در یک معامله را توصیف می‌کند. به طور معمول، حمل کننده مسئولیت پرداخت کالاها را بصورت پیش پرداخت بر عهده دارد، در حالی که گیرنده مسئولیت پرداخت وصول محموله ها را نیز بر عهده دارد، مگر اینکه شخص ثالث به عنوان دریافت کننده در اسناد حمل و نقل بین المللی معرفی شود.

Phytosanitary inspection certificate: سندی که توسط وزارت کشاورزی ایالات متحده صادر شده و تأیید می‌کند که یک محموله مورد بازرسی قرار گرفته و عاری از آفات مضر و بیماری های گیاهی است. برای تأمین نیازهای واردات سایر کشورها استفاده می‌شود.

Pier: سازه ای عمود بر خط ساحلی که در آن یک کشتی به منظور بارگیری محموله ایمن شده است.

Place of delivery: مکانی که محموله از حضانت یک شرکت حمل کننده خارج می‌شود.

Place of receipt: مکانی که محموله وارد حضانت یک شرکت حمل کننده می‌شود.

Point of origin: محلی که یک محموله از یک حمل کننده به یک شرکت حمل کننده دیگر منتقل می‌شود.

POL: بندر بارگیری

POD: بندر تخلیه

Port: ممکن است به 1) بندر یا اسکله اشاره کند. 2) سمت چپ کشتی (هنگام رو به جلو ؛ روبروی استارباد)؛ یا 3) دریچه ای در کنار کشتی که برای حمل بار استفاده می‌شود.

Port of call: بندری که یک کشتی در آن سوختگیری شده.

Port of entry: بندری که محموله بارگیری نشده، و وارد کشور می‌شود.

Port of exit: بندری که محموله بارگذاری شده، و کشور را ترک می‌کند.

Prepaid: هزینه های حمل و نقل بین المللی از قبل پرداخت شده. صورتحساب بار توسط حمل کننده پرداخت می‌شود.

Proforma invoice  سندی است که توسط فروشنده صادر می‌گردد و شامل نام و نشانی فروشنده و خریدار، نوع کالا، تعداد کالا، قیمت واحد و کل، شرایط پرداخت، زمان تحویل کالا، مدت اعتبار پروفرما و مبدا کالا است.

Quarantine: قرنطینه. فرایند کنار گذاشتن کالاها است تا زمانی که آزمایش ها و کنترل های مناسب بتوانند صحت و امنیت کالا را تأیید کنند.

Quota: مقدار کالاهایی که ممکن است بدون محدودیت در مدت زمان مشخصی وارد شود.

Quotation: معمولاً برای کوتاه مدت، یک پیشنهاد برای فروش کالاها با قیمت اعلام شده در شرایط مشخص.

Rate basis: فرمول خاص که در تعیین نرخ باری نقش دارند.

RFP ، RFQ: درخواست پیشنهاد

Reasonableness: طبق ICC و قانون عادی، شرط عدم افزایش نرخ بار از آنچه برای بازپرداخت شرکت حمل کننده است و اجازه سود منصفانه بالاتر را می‌دهد.

Relay: انتقال کانتینر از یک کشتی به کشتی دیگر در هنگام کنترل هر دو کشتی توسط یک شرکت حمل کننده.

Remittance: وجهی که توسط یک شرکت حمل و نقل بین المللی برای حمل کالا دریافت می شود.

Sanction: تحریمی که توسط دولت علیه کشور دیگری اعمال می‌شود.

Ship’s tackle: تجهیزاتی مانند جرثقیل های مورد استفاده در کشتی برای بارگیری یا تخلیه بار.

Shipper: در چارچوب تجارت بین المللی، حمل کننده اصطلاحی است که بطور معمول برای شناسایی شرکت یا شخص است که کالاها را به بازار خارجی می شناساند. در این حالت ممکن است حمل کننده نیز صادر کننده یا فرستنده نیز خوانده شود.

Shipper’s letter of instruction (SLI): سندی که توسط یک شرکت صادر کننده در اختیار حمل و نقل کننده کالا انتقال می‌یابد و دستورالعمل های مربوط به حمل و نقل بین المللی کالا را نشان می‌دهد. اگر حمل و نقل بین المللی کالا به نمایندگی از صادرکننده از طریق سیستم صادرات خودکار (AES) در حال ثبت نام باشد، SLI اطلاعات مورد نیاز برای تکمیل پرونده را شامل می‌شود.

Shipping documents: اسنادی که همراه با حمل و نقل بین المللی می‌باشند.

Shipping Solutions: یک برنامه نرم افزاری اسناد صادراتی و انطباق که باعث می‌شود اسناد صادرات بسیار دقیق، سریع و آسان تهیه شود.

Shortage: وقتی تعداد واحدهای دریافتی کمتر از مقدار ذکر شده در اسناد حمل باشد.

Skids: دستگاه هایی که در زیر جعبه ها یا بسته ها قرار دارند تا بتوانند از کف آن بلند شوند تا دسترسی به آنها با لیفتراک امکان پذیر باشد.

SOLAS: کنوانسیون ایمنی در دریا توسط سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) اعمال می‌شود. تحت SOLAS، صادرکنندگان موظفند قبل از بارگیری بر روی یک کشتی برای حمل و نقل بین المللی، وزن تأیید شده کالا را تأمین کنند.

Spotting: قرار دادن یک کانتینر در موقعیتی که از آن میتوان بارگیری یا تخلیه را انجام داد.

Starboard: قسمت راست

Portside: قسمت چپ

Stern: قسمت پشت

حمل و نقل بین المللی

STC: (STC) عبارتی است که توسط شرکت حمل و نقل بین المللی در قانون بارگیری برای کالاهای بارگیری شده روی یک کشتی درون کانتینرها استفاده می‌شود .

Stevedore: فردی یا شرکتی است که از کارگران طولانی مدت و قراردادهایی برای بارگیری و تخلیه کشتی ها استفاده می‌کند.

Stripping: برداشتن کالا از یک کانتینر.

Stuffing: قرار دادن کالا در یک کانتینر.

STW: وزن یا کمیت یک محموله خاص

Supply chain: سیستمی از سازمانها و فعالیتهای بهم پیوسته درگیر در حرکت کالاها از تأمین کننده به مشتری.

Surcharge: هزینه اضافی.

Tail: قسمت پشتی کانتینر یا تریلر.

Tare weight: وزن یک کانتینر در حالی که خالی است.

Terminal: مکانی که کانتینرها برداشته می‌شوند، کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و نگهداری می‌شوند.

Terminal charge: هزینه خدمات ارائه شده در منطقه پایانه حمل و نقل بین المللی.

Third party logistics (3PL): شرکتی است که خدمات لجستیکی را به سایر شرکت ها، مانند انبارداری و حمل و نقل بین المللی ارائه می‌دهد. سیستمی از سازمانها و فعالیتهای بهم پیوسته که در حرکت کالاها از تأمین کننده به مشتری می‌باشد.

TL: هزینه اضافی.

Surtax: مالیات اضافی.

Trailer: کانتینری است كه به قسمت انتهایی كامیون متصل است.

Transshipment: انتقال محموله از یك حامل به یک حامل دیگر یا از یك وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر در یك نقطه میانی در طول حمل كالا به مقصد نهایی.

Truck tonnage: وزن (به تن) یک محموله حمل شده توسط کامیون.

Turnaround: اصطلاحی است که در حمل و نقل بین المللی دریایی به کار می‌رود که مربوط به زمان لازم برای رسیدن کشتی و عزیمت آن است.

Ullage: یک مخزن پر از مایع در کانتینر.

Unclaimed freight: کالایی که توسط مالک یا گیرنده نهایی فراخوانده نشده و یا از آن گرفته نشده است.

Unit load: بسته های لود شده بر روی پالت، در جعبه و یا به روش دیگری که امکان استفاده از کالاها را فراهم می‌کند. این فرآیند واحد سازی نامیده می‌شود.

UN number: یک کد شناخته شده بین المللی است که برای شناسایی کالاهای خطرناک استفاده می‌شود. همچنین، فرم کالاهای خطرناک IATA را ببینید.

Vessel: وسیله نقلیه دریایی؛ یک قایق یا کشتی.

Manifest vessel: سندی که جزئیات مربوط به خدمه و محموله های موجود در کشتی را نشان می‌دهد.

Vessel manifest (VTS): یک سیستم نظارت بر ترافیک که توسط بندر یا مقامات بندری مورد استفاده قرار می‌گیرد و برای نظارت بر کشتی ها انجام می‌شود، مشابه کنترل ترافیک هوایی که برای نظارت بر هواپیماها استفاده می‌شود، بکار می‌رود.

War risk: پوشش بیمه ای برای خسارات ناشی از یک جنگ.

Warehouse: مکانی برای ذخیره سازی کالاها، ادغام و توزیع محموله. انبارداری ذخیره سازی محموله است.

Wharf: سازه ای(کشتی) که در ساحل بندر ساخته شده.